السيد الطباطبائي
470
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
بين المعتزلة يومئذ من القول بالاستطاعة و هو استناد الفعل إلى قدرة العبد و استطاعته من غير ان يكون لله سبحانه فيه صنع . و يمكن ان يكون اشارة إلى مسألة تحقق الاستطاعة قبل الفعل الذى نفتها الاشاعرة و يكون الخبر وارداً على التّقية . ترجم حديث : ابو بصير مى گويد : از امام صادق ( ع ) چيزى درباره « استطاعت » پرسيدم . فرمود : استطاعت نه از كلام من است و نه از كلام پدرانم . ترجم سخن صدوق ( ره ) : مراد امام ( ع ) اين است كه از كلام من و از كلام پدرانم نيست كه درباره خدا گفته شود « او مستطيع است » . همانطور كه كسانى در زمان عيسى ( ع ) گفتند : « هَلْ يَسْتَطيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماء « 1 » » . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : شايد امام ( ع ) كه در اين حديث از به كارگيرى لفظ « استطاعت » دربار خدا ، منع مىكند ، مرادش اين باشد كه چون اين لفظ از باب استفعال است و معنى آن « طلب توان » است پس سزاوار نيست دربار خداوند متعال ، به كار رود . و شايد بدين جهت باشد كه : استطاعت به آن قدرت گفته مىشود كه فرع بر حصول آلات و ادوات است « 2 » . ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين سخن مجلسى و آن چه از صدوق ( رحمه الله ) آورده ، از عجايب تأويل است . و ظاهر حديث اين است كه مراد از استطاعت ، آن عقيده بود كه در ميان مردم مى چرخيد و نبود غير از آن چه معتزله به آن معتقد بودند در آن زمان . كه استطاعت به معنى « استناد فعل بر قدرت بنده ، بدون اين كه خدا را در فعل بنده ، نقشى باشد » .
--> ( 1 ) - آيه 112 سوره مائده . - حواريون به عيسى گفتند : آيا خدايت مىتواند سفره اى « با غذاها » از آسمان بر ما نازل كند ؟ ( 2 ) - مانند استطاعت بر حج ، يا استطاعت بر هر كار ديگر .